قصـــرقند پایتخت مکــــران
سرزمین شالیزارهای طلایی
امان مورخ ۱/۵/۹۰ آيينهاي ويژه نوروز در بلوچستان هرساله مردم اصيل و نجيب ايران در آستانه جشن باستاني و ملي نوروز از نيمه دوم اسفندماه در سراسر كشور به استقبال فصل بهار و شروع سال نو مي روند. هر قوم و قبيله ايراني مطابق با فرهنگ و آداب و رسوم ديرينه خود آيين نوروزي را برپاميدارند. مردم بلوچستان نيز كه خود را آرياييان اصيل ميدانند همانند ساير نقاط كشور در ايام نوروز به جشن، پايكوبي و برپايي آيينهاي ويژه ميپردازند. بلوچستانيها در ايام نوروز عروسيها و جشنهايي از قبيل ختنه كودكان را با شكوه بيشتري برگزار ميكردند و هر خانواده سعي داشت اينگونه جشنها را در روزهاي نخست سال نو برگزاركند زيرا بهار را تحول و دگرگوني روح انسان و طبيعت ميدانستند. محققان، پژوهشگران و علاقهمندان به فرهنگ و زبان بلوچ اذعان ميدارند مردم اين منطقه پايبندي و تعصب ويژهاي به برپايي جشنهاي ايام نوروزدارند. آنان ميگويند: آيينهاي نوروزي در "مكران" بيشتر از هر جاي ايران رواج داشته و در قسمت "سرحد" بلوچستان اين آيينها كمتر به چشم ميخورد. بلوچستان به دو قسمت مكران كه مركز آن نيكشهر شامل شهرستانهاي "نيكشهر، چابهار، سرباز، ايرانشهر و سراوان" و سرحد شامل شهرستانهاي "خاش و زاهدان" تقسيم ميشود. بلوچستانيهاي خونگرم آيينهاي مختلفي در ايام نوروز دارند كه از آن جمله جشن بهارگاهي (بهاري) است. اين جشن از جمله آيينهاي ويژه مردم بلوچستان است كه بيشتر عشاير و كوچ نشينان قوم بلوچ همچنان به برگزاري آنها پايبند هستند. در بلوچستان اينگونه آيينها بيشتر به صورت گروهي و با نظم خاصي انجام ميشود و با توجه به اينكه قوم بلوچ از قبيلهها و طايفههاي زيادي تشكيل شده هر يك از آنها با دعوت سران قوم به برنامه ريزي و تهيه و تدارك لوازم اين جشنهايي كه اجدادشان آنان را مهمترين مراسم قوم بلوچ ميدانند، مشغول ميشوند. "سفر به در" از ديگر آيينهاي نوروزي مردم بلوچستان است. مراسم "سيزده به در" در ميان مردم ايران وجود دارد و در بلوچستان نيز اين مراسم با شيوهاي ديگر اجرا ميشود. در اين منطقه سيزده به در را "سفر به در" ميخوانند و معتقدند كه در اين روز روحهاي پليد، جنها و مصيبتها ازهر روزنهاي وارد خانه مردم شده و بايد در اين چند روز سفر به در و خانه تكاني انجام و مواد خوشبويي به نام "سوچكي" براي تميز و خوشبو كردن خانه در آتشدانها دود شود. در اعتقاد آنان اجنه و ارواح پليد داراي روح شيطاني هستند و از تميزي و خوش بويي گريزان هستند. و با نواي "سفر خطر بلا بدر" پليديها و روحهاي شيطاني را از خانه و كاشانه خود دور ميكنند. اين مراسم امروزه نيز در برخي روستاهاي شهرستان نيكشهر بويژه بخش "بنت" همچنان برگزار ميشود. در اين روز برخي از روستاييان به زيارتگاهها رفته و با ذبح بز و گوسفند به پختن غذا ميپردازند. با توجه به اينكه پدر و مادر در ميان اقوام بلوچ از احترام خاصي برخوردارند بيشتر مردم غذاهاي پخته شده را با نيت شادي روح آنان در ميان افراد نيازمند توزيع كرده و بخشي از آن را خود مصرف ميكنند. آنان بر اساس رسوم كهن خود اندكي از غذاها را نيز در كنار بوتهها براي مصرف پرندگان و جوندگان قرار ميدهند. "حنابندان و شستن گوسفندان" يكي ديگر از آيينهايي كه همچنان در بلوچستان به خصوص در ميان عشاير و دامداران برگزار ميشود اين است كه گوسفندان خود را به رودخانهها و محلي كه آب روان باشد برده و به شستن و تميز كردن احشام خود ميپردازند. اعتقاد آنان بر اين است كه در اين ايام زمين طراوت ويژهاي به خود گرفته، شكوفهها سر از خاك بيرون زده، مردم نيز خانه و كاشانه خود را تميز كرده اند و گوسفندان نيز بايد از اين تغيير و تحول بهرهمند شوند. پس از شستن احشام زنان حناهايي را كه از قبل آماده كردهاند به گوسفندان ميبندند و آنها را با نقشهايي از اشكال مختلف بر پشم گوسفندان رسم مي- كنند. دامداران با نقشهايي متفاوت كه بر پشت سر و دمبه گوسفندان خلق ميكنند، سعي دارند گوسفندانشان در مقابل ساير احشام بيشتر جلب توجه كنند. "پختن غذا سر چهار راهها" اكنون اين مراسم كاملا از بين رفته اما در قديم روستاييان به خصوص عشاير منطقه بر سر چهار راهها و جايي كه رفت و آمد زياد بوده ميرفتند و به پختن غذا براي رهگذران ميپرداختند و پس از آن ستايش خداوند را انجام ميدادند. "گاو جنگي يا گاوبازي" در ميان مردم بلوچ از دوران گذشته مراسم "گاوجنگي" يا همان "گاوبازي" مرسوم بوده و اين مراسم در نيكشهر و بخش قصرقند بيشتر رواج دارد. اين مراسم كه بيشتر كشاورزان به آن ميپرداختند به منظور جلب توجه مردم استانهاي همسايه انجام ميشده است. " آتش بازي" آتش در بلوچستان از جايگاه ويژهاي برخوردار بوده است چرا كه مردم هنگام عيد بعد از شام در حاشيه شهرها و روستاها با جمع شدن دور آن به نقل روايات و اشعار ميپرداختند. عدهاي از جوانان نيز با رد شدن از روي آن به اين مراسم رونق خاصي مي بخشيدند. قلعه تاريخي "چهل دختران" كه در شهرستان نيكشهر وجود دارد در زمانهاي قديم عبادتگاه مردم بوده و در هنگام عيد با روشن كردن آتش به نماز و نيايش ميپرداختند. محققان، عقايد آتش پرستي در ميان قوم بلوچ را به دليل همجواري بلوچستان قديم با فارس و زرتشتيان ميدانند. "رژه اسبها و شترها" اين مراسم توسط پادشاهان در زمانهاي قديم برگزار ميشد و با دعوت از مردم و اهالي روستاهاي اطراف، حكمرانان در ايام عيد به جشن و پايكوبي مي پرداختند. در حاشيه اين مراسم نيز عدهاي به رقابتهاي كشتي و تيراندازي پرداخته و به برندگان يك من (معادل يكهزار و ۲۰۰گرم) برنج يا خرما جايزه تعلق مي گرفت. "عطامحمد شريف" محقق و تاريخ دان بلوچ، عيد نوروز را در ميان نژاد آريايي و ايرانيان از جمله جشنهاي ملي و ديني ميداند. او ميگويد: اقوام بلوچ با داشتن زبان، شكل و شمايل چهره شناسي خود جزو آرياييهاي اصيل ايران هستند و عيد نوروز نيز يكي از اعياد ديني آنان بوده كه در مكران بزرگ برگزار ميشد. وي اظهار داشت: با حاكم شدن دين مبين اسلام در سرزمين آريايي عيد نوروز كم رنگ شد و اكنون گوشههايي از آيينهاي گذشته به چشم ميخورد. شريف ميگويد: جايگاه ويژه نوروز در بلوچستان همانند ساير كشور به گونه اي بوده است كه پدران و مادران نام فرزندان خود را از روي آن اختيار مي- كردند. اين تاريخ دان بلوچ ميافزايد: در زمانهاي بسيار قديم، حكمرانان دو بار در سال ماليات را جمع آوري ميكردند كه يكي از اين ايام عيد بوده است. او ادامه ميدهد: حاكمان با گرفتن ماليات از مردم آنها را به عنوان هديه به پادشاهان يا حاكمان بزرگ استانهاي همجوار ميدادند. بايد دانست كه مردم بلوچستان از آداب و رسوم غني و با شكوهي برخوردار هستند و اگر به آنها توجه نشود، بيم فراموشي اينگونه آيينها احساس ميشود. گزارش از ايرنا
هــرجا تهــي نام ببيت اودا زرشان كــنن نــدرون پـــه آ تهـــي دشـــــت و دمـــــن بگـــض و كينــــگا چــــــه وت دور كــــنت وتـــــي جـــانـا پـــه اي ملـكا كــنن پــــدا دائــــما گـــــون بلـوچــــا هــم گــوپكـننت هـــــر جـــــا بننـدنت مـــي همــــزبـــانت نشــتگــتو و ســاکننددر ملــک خــراســان په ملك چهــبارا اســـتاد اميــد بي وسنت امــــــان بس كــــن وتـــي شــــعر و گالان تهـــــي راه دارجنت تا شــــاعــــر ببي ء ت بــه ان دشـــــت و صحــــرايت افتخــار ميكــنم هـرجا اســـم تو باشد آنجا را طلا باران ميكـــنم خـــــواب و خیــــــــالــــــــم تـــــویــــــی اي بلـــوچســـتان اي ســـرزمين مـــادري مـن اي دوســـــــتان خـــــــوب گــــــوش كــــنيد مــا از ســـــرزمــين ايــــران جـــدا نيستيــم اگر مـــا در جــاهــاي مختلف سكونت داريم دوســــــــتان مـــــا خيلـــــي مهــــربـــاننــد مهرداد و سهيل و ابرام برادران مــن هستند در شــهر چــابهــــار اســتاد امــيد بــي وس امـــان از شـــعر و شــاعـــري دســـت بــردار راه طـــــولانـــــي در پيــــش داري

سلام به همه دوستای مهربونم 

راستش در مورد آپ جدیدم خیلی فکر کردم بیاد یکی از شعرهایی افتادم که قبلا آپ کردم "دنیای به این بزرگی اما آدمهاش کوچیک" هر کسی به دنبال فتنه و ریا و نیرنگه هرروز آدمها رنگ عوض میکنن به قول خودمون بوقلمون صفت شدن دیگه دل آدمها مثل قدیمها صاف و زلال نیست محبتها جای خودش رو به کینه و حسادت و تهمت داده هر کسی دوست داره حرف خودش باشه ای کاش یه کمی بیشترفکرمیکردیم فکر اینکه خداوند شاهد و ناظر تمام اعمال ما انسان هاست و بالاخره یه روزی یه جایی نتیجه همه کارهای خودمون رو می بینیم به قول یکی از دوستای وبلاگی عزیزم شیدا جان که تو یکی از آپ هاش که گفته بود" امیدوارم که خداوند چشم دل همه مارو باز کنه" منم از خدا میخوام که چنین باشه کاش میشد هر آن چیزی که برای خودمون دوست داریم برای دیگران هم دوست میداشتیم تا زمان رسیدگی به اعمالمون کارنامه سفیدی داشته باشیم .


دنـياي بزرگ با آدم هاي كوچك 
از مرد گرفـــــته تا زن وكودك 
هميشه به دنـبال فتنه ونيرنگ 
هرروز ميشــــوند به يك رنگ 
هركســـي ساز خود ميزند 
گوش به آهــــنگ خود ميزند 
مهرو محــــبت نايــــاب شده 
كينه و حســـــادت باب شده 
ببين دنيا چقدر كوچـــك شده 
بازيچه يك مشــت كودك شده 
چون نگري محاسن سفيد دارند 
ليك شب و روز فكر پليــد دارند 
امان تو بگريــــز از اين كارزار 
تا نگـــــيرد در تو طمع روزگار 
دوستان حسابـتان از دگران جداست 
هر كه با ماست همــيشه با خداست 





سال نو مبارک 








ای بلــوچســتان منــــي مـاتيـــن وطـــن
نــــدرون په آ تهــــي دشـــت و دمـــن
تهــــي راهـــــا وتـــي جــانا كــربــا نكــنن
تــو مني ساء بدل تــو منــي عشك و وفا
تو مني واب و حيال هجبر نبن چه تو جدا
اي بلــوچســــتان منــي مــاتيـــن وطـــن
اي منــــي دوســـــتان دلگــــوش كــنيت
مـــا چـــه ايـــران زمـــين نهـــــين جــــدا
اگـــــن مــــا جـــا جــاگــــيا نشــتگــــينت
مي ســـــنگت و دوســــــــتان مهــربانتت
مهـــرداد و ســــهيل و ابـــرام می براسان
چهــــــــا ملك كويتا مــي ســــتار جـــــان
ندرو کربانت وتی قوم و راجان 

بــاز مهـــربانتت وت گــوشي بـــي كسنت
تــو نبيت نـــوكــــي چــــو مـــــلا كمــــالان
كار بــــاز لـــــوتيت تــــا مـــــاهـــر ببيء ت


ترجمه به فارسی 



اي بلــوچســتان اي ســــرزمين مــــادري مــن

جـــــانــــم را در راهـــت قــــــربـــــان ميكـــنم
تـــــو نفــــــس و عشـــــق و فـــادار منــــي
جـــــدايــي از تــــو بــرایــــم ممکــــن نيســت
بـــه ان دشـــــت و صحــرايت افتخــار ميكــنم
كـــــينه و حســـادت رو از خــــود دور كـــنيد
بلــكه جــانمــان روا فـــداي وطـــن ميكــنيم
همـيشه با قــوم همراه و همقــدم هستيم
هــر جـــا ساكن هستند همزبان ما هستند
کـه در ســرزمین خراســان ســاکـن هستند
یا دوست عزیزم ستار جان در کشور کویت
برای قوم و خویش جانفشانی میکند

خيلــي مهربان است خودش ميگويد بي كس
تـــــــــو مثـــــل مــــــلا كمــــالان نمــــيشــي
كار زيادی ميخــــواد تــا مهـارت كـسب كنــي

شالیکاری قصر قند


غروب قصرقند در کنار رود کاجو


شالیزارها روستای لوریانی قصرقند


نمایی از شالیزارها قصرقند از بالای قلعه کوه

برچسبها: طبیعت بلوچستان








